متفاوت هستم ، احمد یزدانی با نگاهی ویژه ؛ بینشی انسانیاهل شعر و واژه ، جمله را میکاومگاه صاف و آبی ؛ گاه هم بارانیجنس من از هجرت ،ره سپردن کارمعاشق تغییرات ؛ریشه ای ، بنیانیمثل شمعی روشن ، سوز و سازی دائمگریه هایم جانکاه ، ضجّه ها پنهانیساده ؛ بی پیرایه ،بی گره ؛ بی مشکلخاطراتی روشن ؛ سختی و آسانیایده آلم قُلّه ، رو به آنجا راهیظاهرم آرام است ،سینه ام طوفانیمیکنم با شعرم ؛ رو به فردا پروازهاله ای از احساس ؛ مثبت و نورانیعاشقِ زیبائی ، مثل گل ،آزادینا امیدی محکوم ، کردمش زندانی .
برچسب: نویسنده: آروین سامانی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1402 ساعت: 19:26
یارم از لطف کردگار آمد
بخت بیدار در کنار آمد
گوهر هستی ام شکوفا شد
از برای دلم قرار آمد
ریشه دار و اصیل و با ایمان
سبزه ای از دل بهار آمد
از ازل جفت بخت من او بود
پای لطفش بروزگار آمد
بیست خرداد روز بختم بود
نور چشمان انتظار آمد
همسرم اینچنین تولّد یافت
از برای دلم نگار آمد .
برچسب: نویسنده: آروین سامانی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1402 ساعت: 19:26
مانده مزداران به زیر سیل و اجسادی زیاد
مردمانی غُصّه دار و رنجشان در ازدیاد
سیل وحشی زخم خود را زد و جان ها را گرفت
برد آرامش بجایش رنج بسیاری نهاد
دود دل تا آسمان ها رفت بالا ، ابر شد
بازهم بارید و سیل آمد وَ زحمت ها به باد
بوده جنگی سخت با سیلاب و دست غارتش
تا سر جایش نشست و در به آرامش گشاد
عدّه ای را کُشت سیلاب و خودش در گور رفت
تا کجا و کِی به مزداران دلی را دیده شاد ؟
برچسب: نویسنده: آروین سامانی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1402 ساعت: 19:26
برچسب: نویسنده: آروین سامانی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1402 ساعت: 19:07